الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
516
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
را كشت و مرد از زيارت بازماندند و خواست بر آل ابى طالب و شيعه سخت گيرد كشته شد و آنچه مىخواست انجام نگرفت . مترجم گويد : مورّخين 236 نوشتهاند و 237 در اين روايت صحيح نيست . و نيز طبرى صريحا گويد : در همان سال 236 قبر مطهر را خراب كردند . و سابقا از عبارت ابو الفرج معلوم شد سالها آن قبر مطهر خراب بود و طبرى خود آن زمان را درك كرده بود و رواياتى كه دلالت دارد متوكل به خراب كردن قبر توفيق نيافت صحيح نيست ، و آنها كه گفتهاند از غايت محبّت و غلوّ دوستى گفتند نه شقاوت اين مردم كمتر از لشكر عبيد الله بود و نه قبر مبارك محترمتر از بدن شريف ابى عبد اللّه عليه السّلام كه بر آن اسب تاختند . و پشيمان شدن متوكل و سرهنگ خود را بازداشتن از منع زيارت بود پس از خرابى موقّتا نه از خراب كردن . ( 1 ) و در همان كتاب امالى از عبد اللّه بن رابيه روايت كرد كه : من به سال 247 حج گزاردم چون بازگشتم به عراق آمدم و امير المؤمنين عليه السّلام را زيارت كردم ترسان از عمّال دولت و از آنجا آهنگ زيارت قبر حسين عليه السّلام كردم بكشت و آبيارى زمين مشغول بودند و به چشم خويش ديدم گاوان را مىراندند تا محاذى محلّ قبر مىآمدند و از آنجا به راست و چپ مىرفتند و گام بر قبر نمىنهادند زيارت نتوانستم كرد و به بغداد آمدم و مىگفتم : تاللّه ان كانت اميّة قد اتت * قتل ابن بنت نبيّها مظلوما فلقد اتاه بنو أبيه مثلها * هذا لعمرك قبره مهدوما اسفوا على ان لا يكونوا شايعوا * فى قتله فتتّبعوه رميما و چون به بغداد آمدم هاى هوى شنيدم پرسيدم گفتند : مرغ خبر قتل جعفر متوكل آورد تعجّب نمودم و گفتم : خدايا اين شب به جاى آن شب . ( 2 ) و در همان كتاب از يحيى بن مغيره رازى روايت كرده است گفت : نزد جرير بن عبد الحميد بودم كه مردى از عراق آمد جرير پرسيد : از مردم چه خبر دارى ؟ گفت : رشيد فرمان كرده بود قبر ابى عبد اللّه عليه السّلام را شخم زنند و آن درخت سدر كه آنجا بود ببرّند جرير دست سوى آسمان برداشت و گفت : اللّه اكبر . در اين باب حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ما رسيده است كه سه بار گفت : « لعن اللّه قاطع السّدرة » يعنى : خدا لعنت كند برنده درخت كنار را . معنى آن را تاكنون ندانسته بوديم و مقصود از بريدن درخت كنار گم كردن قبر حسين عليه السّلام بود تا مردم به نشانه آن را نيابند . مترجم گويد : جرير بن عبد الحميد ضبىّ ابو عبد اللّه از محدّثين اهل سنت است و در رى